تو دلسوز من باش - تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 8:54
بجز تخت شونت کجا سر بذارمتو دلسوز من باش به جای رسیدمکه راهی ندارم تو دلسوز من باشچراغ کدوم شب تن سر پناه کدوم خونه ایعزیز دل من هوادار بغض کدوم شونه ای توبرم سمت کی جز تو از بدش دلت پیش من نیستامیدم
ممنونم بابت شعر زیبات عزیزم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:46
آمـدی، آمـــدنت حـالِ مرا ریخت به هم ..یک نگاهت، همه فلسفه را ریخت به همآمـدی و دلِ مـن سخــت در این اندیشــه؛آن همه منطق و قانون چرا ریخت به هم؟؟قاضیِ عادلِ قصه به نگاهت دل باخت !!یک نگه کردی و یک دا
بی تو مهتاب کجا ؟ بی تو من از باقی این شهر گذشتم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:46
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت . . .
تنهاییم را با تو قسمت میکنم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:46
تنهاییام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیستگستردهتر از عالم تنهایی من عالمی نیستغم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها رابر سفرهی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیستحوای من بر من مگیر این خودستانی را که
جای تو خالیست... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:46
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پ
کوچه شهر دل - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:30
کوچه شهر دلماز صدای پای تو خالیهنقش صد خاطره از روزایدور عابر این کوچه خیالیهبه شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیادتوی حجله چشام عروسه خواب نمیادکوچه شهر دلم بی تو کوچه غمههمه روزاش ابریه روز آفتابیش کمهغم تن
عشق من ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:30
عشق ِ من تو اشتباه نکنبی رمق منو رها نکنبذار که تکیه گاه تو بشه همین دل ِ شکستمبا غمم غریبگی نکنسخت نگیر تو سادگی نکنغمه تمومه عالمه تو لرزش ِ صدای خستمزندگی همین دقیقههاستعشق همین نگاه ِ بین ماستببی
گاهی نمیشود که نمیشود - تاریخ: 1398/3/21 ساعت: 10:50
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت
تنگنا فریدون فروغی - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
دلم از خیلی روزا با کسی نیستتو دلم فریاد و فریاد رسی نیستشدم اون هرزه گیاهی که گلاشپر پر دستای خار و خسی نیستدیگه دل با کسی نیستدیگه فریاد رسی نیستآسمون ابری شدهدیگه خار و خسی نیستبارون از ابرا سبک تر
مسافر - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
ﺭﺍﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﻣﺴﺎﻓﺮ، ﺑﺮﮔﺸﺘﻨﺖ ﻋﺬﺍﺑﻪﻣﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﻟﺐ ﺗﮑﻴﺪﻡ، ﺁﺏ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻑ ﮔِﻞ ﺁﺑﻪﺍﺯ ﺩﻭﺭﻫﺎ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ، ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﺑﻲ ﻋﺸﻖﺍﻣﺎ ﺩﺭﻳﻎ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﺱ، ﭼﻮﻥ ﻣﻲ ﺭﺳﻲ ﺳﺮﺍﺑﻪﻫﺮ ﻳﺎﺭ ﺍﻫﻞ ﻧﻴﺮﻧﮓ، ﻫﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺍﻫﻞ ﺣﻴﻠﻪﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺧﻨﺠﺮ، ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻗﺒ
ماه پیشونی - تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 7:21
ای گل بهارم دشت لاله زارمقلبه داغدارمسنگ بی مزارمدرد موندگارمروز ناگوارمزخم بی شمارمزهر روزگارم
خونه ی آرزو - تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 7:21
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آوارهکنارت نمیزارم از زندگیم برو زندگی کن بزارم کنارپی آرزوهای بد از منی منم غصه هام رو به دوش میکشممیتونیم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شمواست بهت
عاشق - تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 7:21
تو عاشق نبودیکه درده دلِ عاشقارو بفهمیتو بارون نموندی که دلگیری این هوارو بفهمیتو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگندلت تنگ نبوده میخندی تا از حسِ دلتنگی میگمتو تنها نموندی که حالدل بی قرارو بفهمیعز
مریض حالی - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 14:59
نه جیک جیک مستانت نه سردی زمستانت رجوع کن به دستانت چه روزهای بسیاری که ظلمها روا کردی به دستهای بسیاری شبانه مرد گاریچی به خانه میکشد خود را اگر که مادیان خسته اگر طناب هم پاره درون مرد همواره کشیده
سقوط - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 14:59
وقتی که گل در نمیادسواری اینور نمیادکوه و بیابون چی چیهوقتی که بارون نمیادابر زمستون نمیاداین همه ناودون چی چیهحالا تو دست بی صدادشنه ی ما شعر و غزلقصه ی مرگ عاطفهخوابای خوب بغل بغلانگار با هم غریبه ا
قرمز - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 14:59
نمی خواستم برم رفتم پشیمونم اگه رفتمدارم می میرم از عشقتمن از عشق تو سر رفتم نمی تونم که برگردمبه احساس تو بد کردمنفهمیدم چی پیش اومدکه قرمز بودو رد کردمهوا هروقت که بارونیستتو فکر من چراغونیستپرم از
سفر - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:57
سفر کردم که از عشقت جدا شم دلم مي خواست دگر عاشق نباشم ولي عشقت تو قلبم مونده، اي واي دل ديوونمو سوزونده اي دل هموزم عاشقم، دنياي دردم مثل پروانه ها دورت مي گردم سفر کردم که از يادم بري، ديدم
بزن باران - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 21:39
بزن باران ببار از چشم من بزن باران بزن باران بزن بزن باران که ش&#1
مرگ - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 21:39
هر از چند وقتی آدمی یکارایی میکنه یا اتفاقتی براش می افته یکسری مسایل براش زنده میشه که صرفا وقایع تلخ یا شیرین گذشته نیست راستش چندین ساله تقریبا روزی نیست که به &#1
از احساس بگوییم - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 21:39
دوس دارم در گوش هم از احساس بگوییم بعد از آن احساس بنوشیم و احساس نفس بکشیم و بگوییم چقدر شقایق زیباست ...و ناامید نباشیمهمانطور ک من با حس این لحظه ، لحظه ای امیدوار شدم شاید هیچوقت یه نفری نباشه ک هم ک&#160

برچسب‌های مرتبط

افسار چاوشی | افسار چاوشی متن | افسار شهريار | افسار چاوشي | افسار گسیخته | افسار شهرزاد |